پخش زنده
امروز: -
سید محمد بهشتی، در شعری حماسی از مقاومت و پایداری مردم غیور ایران و پای کار بودنشان برای نظام اسلامی سروده است.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، سید محمد بهشتی، در شعری حماسی از مقاومت و پایداری مردم غیور ایران و پای کار بودنشان برای نظام اسلامی سروده است.
برخیز که هنگامهٔ جنگ است برادر!
در معرکه کی وقت درنگ است برادر؟
ننگ است که بنشینی؛ ننگ است برادر!
هرچند امان میبُرد این داغ که دیدیم
برخیز برادر! همه فرزند شهیدیم
در هر شرَیان خونِ به جوش آمده ماییم
چون صاعقه، خشمِ به خروش آمده ماییم
خونخواه شهید سرِ دوش آمده ماییم
ما پرچم سرخیم که برخاسته اکنون
این راهِ حسین است که خون میطلبد، خون
چاووش به چاووش خبر میرسد از راه
گفتند علمدار دگر میرسد از راه
حالا که پدر رفته، پسر میرسد از راه
پایان ننوشتند بر این قومِ نمیرا
خاموش مگر میشود این آتشِ گیرا؟
با دشمن این مرز به جز مرگ، سخن نیست
ای هرزهٔ بیریشه! تو را درک وطن نیست
هیهات که ما را سرِ تسلیم شدن نیست
حاشا که کمر خم کند این طایفه، حاشا
شک داری اگر، باشد! بنشین به تماشا
هر کس طرف ما به مصاف آمده بر فرض،
رفتهست گریزان و گرفتهست دو پا قرض
ما لشکر مرگیم «إذا زُلزِلَتِالأرض»
آتش زدی، از یاد مبَر سانحهات را
ما فاتح جنگیم، بخوان فاتحهات را
دردت به سرم باد و به جانم غمت ایران!
میخواهمت ای میهن و میخوانمت ایران!
افراشته بادا به ابد پرچمت ایران!
ای جان من! ای شیشهٔ عمرم! نخراشی
ایران من! ای کاش نباشم که تو باشی